شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 28

نفثة المصدور ( فارسى )

پالهنگ چون زه گريبان در گردن جمعى بيكسان و غريبان ، و از جانبى شمشير چون بار گناه بر گردن نيكخواه . . . » 52 / 5 - 9 . كه وجه شبه در تشبيه « سنان » به « راز در دل يار موافق » و « تير » به « نور حدقه » و « پالهنگ » به « زهى كه بر گرد گريبان بدوزند » و « شمشير » به « بار گناهى كه بر گردن مرد نيكخواه گرانى كند » عدم انفكاك و ملازمت هميشگى است و نامحسوس و نامعلومست ، و خود پيداست كه در اين گونه تشبيهات اگر وجه شبه در كلام مذكور نيفتد درك آن جز با دقّت و امعان نظر ميسّر نيست ، و رمز اينكه برخى از شاعران و نويسندگان قرن‌هاى ششم و هفتم گاه بذكر وجه شبه مقيّد بوده‌اند نيز همين مشهور نبودن و عدم وضوح و نامعلوم بودن آنست ، و از اين مقوله است تشبيه « سلامت » به « زه كمان » از نظر گوشه‌نشين شدن ، 2 / 8 و 9 ، و « امن و امان » به « تير » از جهت بيرون رفتن آن از شست و بازنگشتن ، 2 / 9 و 10 ، و « خطّ زشت » به « دستگاه كفشگران » از نظر پريشانى ، 14 / 8 ، و « مغار » به « حال محنت زده و حوصلهء بخيل » از باب تاريكى و تنگى ، 57 / 1 و 2 . استعارهء مرشّحه - : « . . . آفتاب بود ، كه جهان تاريك را روشن كرد ، پس بغروب محجوب شد . نى ، سحاب بود ، كه خشكسال فتنهء زمين را سيراب گردانيد ، پس بساط درنورديد « 1 » . . . » 47 / 5 - 7 . استعارهء تهكّميّه - : « . . . معماران تاتار ! كه بر عقب رسيدند ، تتمّهء عمارت ! واجب داشتند ، و خشت بر خشت نگذاشتند . . . » 102 / 7 و 8 ، نيز ، 16 / 5 ، 36 / 4 ، 60 / 6 ، 62 / 8 ، 77 / 5 ، 78 / 6 ، 82 / 9 . كنايات بعيد - : « عطارد را آزردن » 51 / 11 ، كنايتست از : در نويسندگى مهارت و استادى و زبردستى نشان دادن . رك : ص 228 ، از « حواشى و تعليقات » ، « موافقت بخت نمودن » كنايتست از : خفتن ، 51 / 12 .

--> ( 1 ) - اين استعارت مبتنى بر تشبيه تفضيل است .